×××صدای سمپاد×××

با گویندگی دو سمپادی گل اندکی هم خل!!!:دی

به این گزارش مرده از حیاط مدرسه ی راهنمایی فرزانگان تهران گوش فرا دهید...

مهی باحال...پاس می ده به مهی باحال..مهی باحال جلو میره اما فریفرفری مدافع تیم ۲/۳ جلوشو می گیره و یه لگد به مهی باحال می زنه و بعد توپ رو به دست می آره؟؟!!!!داور من اعتراض دارم...

داور(خانم صX):اعتراض وارد نیست!خطا نکرد...یه تی تاپ هم مهمون منه!

فری فرفری توپ رو پاس می ده به فسیل جون...فسیل جلو می ره و یه شوت به طرف دروازه می زنه اما دروازه بان ماهر ۷/۳ که کسی نیست جز  مهی باحال(بزن به افتخارش!!!)این ضربه ی قوی رو دفع می کنه!!!!و تماشاگران به افتخارش دست گل پرت براش پرت می کنن!!!
پ.ن:مهی باحال اینجا!مهی باحال اونجا!مهی باحال همه جا!

اهم اهم!!!مثل اینکه اشتباه شد...باید یه گزارش دیگه رو می خوندم!!!

من و فری بقل معاونت اجرایی وایسادیم...فسیل جون و نوژا در حال کتک خوردن از خانم صXXX هستن..چون دیر سوار سرویس ها می شن و الان در شرف اخراج از سرویس مدرسه هستن و من وفری هم منتظریم بیان بیرون تا ببینیم چه گلی باید به سرمون بریزیم(خاک بود اما گل هم می شه حساب کرد!!!!!)من دارم با توپ تنیس با دیوار بازی می کنم!!!یهو حواسم پرت می شه و توپ می خوره به یه جای سیم برق (چی بهش می گن؟؟؟یادم نیست...همونی که توش سیم هارو نگه میدارن و یه در میاد روش..شبیه جعبه ست..جعبه برق؟؟؟نمی دونم حافظه یاری نمی کنه!زود آلزایمر گرفتم...)

بوم..ببخشید بوم صدای انفجاره!!!!دررررر...نه!!!این نبود...

تلق...وواق..آپچی..تروق...سوت!!!!!!!!!!!!!!

یکی از همین نام آواها بود!!!!به هر حال یه صدایی اومد و در جعبه ی برق کنده شد و افتاد...الفرار!!!!من وقتی به خودم اومدم که دیدم دارم با فری می خندم!!!!اونم چه خنده ای داشتم می مردم!!!خیلی خوب بود!!!!=>تخریب بیت المال!!!زشته!!!تازه کجاشو دیدین... کلکسیون خراب کاری های ۳ سال من:
۱.اسمه دفتر دبیران رو دو بار کندم (مثلا بالای درهای کلاسا اسم کلاس رو می زنن..)

۲.امور فرهنگی رو کندم

۳/۲.۳ من کاری نکردما!!!۱خودش کنده شد!!!!

۳.۴تا لامپ هم سوزوندم
زنگ تاریخ با یه معلم گل!!!!!خانم زارع که من خیلی دوسش دارم!!!!

خانم زارع:مهتا امینی..!!!!پاشو ببینم!خوبی؟؟؟خوش می گذره؟

مهتا:نه خانم!!!اصلا

خانم زارع:چرا؟؟؟

مهتا:من زیر فشارهای شدید روحی قرار دارم...

خانم زارع:چرا؟؟؟الان چه حالی داری؟

مهتا:خانم دلم می خواد چند نفر رو خفه کنم!!!!حیف که نمی شه

خانم زارع:حالا کیا هستن؟؟؟

مهتا:

خانم زارع:می تونی یه لیست تهیه کنی و اسم هر کسی که دوست داری رو توش بنویسی...بعد هم خفه اش کنی!!!!!

بعد رو به کلاس می کنه و می گه:حواستون باشه ها!!!!تو کلاستون یه جلاد دارین..هر کی درس درست جواب نده می ره تو لیست قربانی ها!!!!

۵ دقیقه بعد:تا حالا ۱۰ نفر تو لیستن.....!!!!!!

یه ربع بعد من حوصلم سر میره..بعد شروع می کنم شلوغ کاری و شیطنت!!!

خانم زارع:خوبه امروز حالت بده!!!اگه سرحال بودی چی میشد!

زنگ فیزیک!!!با یه معلم خیلی خل!!!!(گفتم هم قافیه بشن...!!!!)امتحان فیزیک از فشار+فراتر از زمین داشتیم و من هم مثل همیشه نخونده بودم!!!!اما مثل این که ایندفعه استثنا بود و بقیه هم مثل من نخونده بودن!!!!
بچه ها:مهتا به نظرت چی کار کنیم؟؟؟می شه گریه کنی بگی از اضطراب امتحان اینجوری شدی؟؟؟(آخه من معروف شدم!!!اشکم دم مشکمه!!!!هفته ای یه بار باید گریه کنم(البته بدون حساب شب ها!!))

مهتا:الان گریه می کنم!!!یک دقیقه محیط رو مساعد کنین...(حالا من هی سعی می کنم گریم در نمی آد...!!!!!آخه نیاز به محرک دارم تا سیستم عصبیم یه واکنش نشون بده!!!!(چه قدر زیستی)اکثرا محرک هست اما اون موقع نبود!!!!
بچه ها در تلاش هستن تا یه کاری کنن گریم در بیاد!!از انواع کتک گرفته تا انواع بووووووووووق ها!!!!اما ...

بالاخره معلم اومد!!!!منم گفتم یه کاری کنم بچه ها امتحان ندن...پا شدم گفتم:
خانم ما هیچ کدوم درست و حسابی نخوندیم...تست های فشار+روش مثلث بندی رو هم حل نکردیم تازه خواب هم بهمون فشار می آره برای همین نمی تونیم امتحان بدیم!
معلم:حرفت منطقیه!!!!امتحان افتاد دوشنبه!!!!

جاتون خالی عجب امتحان زبانی دادیم....۵۰ ثانیه خود معلم وقت داد که با هم مشورت کنیم و ما هم امتحان رو openbookدادیم!!! 

بزن به افتخارم!=>همینجوری...گفتم قشنگه!!!!

+ آپ شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 17:6  توسط مهی باحال  |